استَلَخَ یستَلِخُ اختلاس !
وسط این همه پول ،حرف 13000 تومان پول ثبت نامی که دادم نقل همان حساب های دودوتا چهارتایی است که ما رده چندمی ها پیش خودمان میکنیم ، آخر وقتی برایمان ملموس نباشد و حسش نکرده باشیم حرف زدن راجع به آن ختم میشود به خیلی و نهایتا خیلی زیاد ... مرتب حرفش را میزنیم و کیف میکنیم از حلاوت نقلی که اینروزها چاشنی مجالسمان شده ، از اینکه توی تاکسی و اتوبوس حرف جدیدی برای گفتن داریم ... کلاه گشادی که رفت سرمان مال امروز و دیروز نبود عزیز ، تق این یکی درآمد، نه به خاطر اینکه صادقی که از ذکاوتی چند سرشار بود، این وسط پیدا شد(که اگر می گفتند نحسی 13هزار تومانی های ما ،گرفتشان بیشتر باورم می شد !)،که اگر این بود اصل ماجرا حل میشد و دزد(ها) معطل نمی ماندند ، که دست به دست نمی شدند ، که فقط استعفا و برکناری در کار نبود که فرجی از این ستون به ان ستون عایدشان شود ...
ببخشید که ناتمام می گذارم ، چراکه بضاعتم همین بود و بیش از این کار من نیست ... این ها را هم گفتم چرا که این روزها پی کاری هستم و برایم قانون و تبصره رو می کنند ،ماندم توی روز روشن میلیاردی چپاول میکنند و میلیونی تقلب ، نه قانونی هست و نه قانون گذاری ... به ما که میرسد سقف آسمان میتنبد ... همین.
*نکته مهم : کار من ربطی به پول و بی قانونی ندارد ، امری اداری است که میبایست "روالش" طی شود و امان از این روال ... این را گفنم که امر به اختلاس مشتبه نشود !
بعد نوشت :
گندم بکاری ، گندم درو می کنی . قلب بکاری ، شاید عشق درو کنی . و این "شاید" ، بی قاعده ترین احتمال است...( وبلاگ آقای صفر و نیم )
بعدتر نوشت : راجع به عنوان این پست باید بگویم که صحیح صرف فعل "خلس" از باب افتعال به شکل زیر می باشد :
اِختَلَسَ یَختَلِسُ اختلاس ... اما عنوان این پست صرفا حالت طنز مانندی برای بیشتر نشان دادن آشفتگی اوضاع در کلمات بود ... این را نوشتم به جهت ابهامی که برای برخی از دوستان پیش آمد .